خرید بک لینک
هر لحظه را به گونهای زندگی کن که گویی واپسین لحظه است و کسی چه میداند؟ شاید آخرین لحظه باشد.عشق، نخستین گام به سوی ملکوت است و تسلیم، آخرین آن؛ آری تمام سفر دو گام بیش نیست. زندگی را تنها زمانی میشناسی که آماده سفر به ناشناخته شوی.اگر به شن

برچسب: عشق و زندگی,عشق و زندگی مشترک,عشق و زندگی من,عشق و زندگی موفق,عشق و زندگیم,عشق و زندگی شعر,زندگی عشق ودیگر هیچ,عشق و زندگي,رمان عشق و زندگی, نویسنده: یونا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:04

شرمیست در نگاه ِ من؛ اما هراس نه کمصحبتم میان شما، کم حواس نه! چیزی شنیدهام که مهم نیست رفتنت درخواست میکنم نروی، التماس نه!از بیستارگیست دلم آسمانی است من عابری«فلک»زدهام، آس و پاس نهمن میروم، تو باز میآیی، مسیر ِ ما با هم موازی است ولیکن مماس نه پیچیده روزگار ِتو ، از دور واضح است از عشق خسته می شوی اما خلاص نه!

برچسب: نویسنده: یونا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:04

این برگهای زرد به خاطر پاییز نیست که از شاخه میافتند قرار است تو از این کوچه بگذری و آنها پیشی میگیرند از یکدیگر برای فرش کردن مسیرت.. گنجشکها از روی عادت نمیخوانند، سرودی دستهجمعی را تمرین میکنند برای خوشآمد گفتن به تو.. باران برای تو میبارد و رنگینکمان – ایستاده بر پنجهی پاهایش – سرک کشیده از پسِ کوه تا رسیدن تو را تماشا کند. نسیم هم مُداممیرود و بازمیگرددبا رؤیای گذر از درز روسریو دزدیدن عطر موهایت!زمین و عقربهی ساعتهابرای تو میگردندو منبه دورِ تو!

برچسب: باران برای تو می بارد,باران برای تو می بارد یغما,باران برای تو میبارد pdf,باران برای تو می بارد دانلود,کتاب باران برای تو می بارد,کتاب باران برای تو میبارد یغما گلرویی,شعر باران برای تو می بارد,دانلود کتاب باران برای تو می بارد,مجموعه شعر باران برای تو می بارد,دانلود کتاب باران برای تو میبارد از یغما گلرویی, نویسنده: یونا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:04

هوا سرد است من از عشق لبریزم چنان گرمم چنان با یاد تو در خویش سرگرمم که رفت روزها و لحظهها از خاطرم رفته است هوا سرد است اما من به شور و شوق دلگرمم چه فرقی میکند فصل بهاران یا زمستان است؟ تو را هر شب درون خواب میبینم.. تمام دستههای نرگس دیماه را در راه میچینم و وقتی از میان کوچه میآیی و وقتی قامتت را در زلال اشک میبینم به خود آرام میگویم: دوباره خواب میبینم! دوباره وعدهی دیدارمان در خواب شب باشد بیا.. من دستههای نرگس دی ماه را در راه میچینم. لیلا مؤمنپور

برچسب: من از عشق لبریزم,هوا سرد است من از عشق لبریزم,هوا سرد است و من از عشق لبریزم,من از عشق تو لبریزم,شعر من از عشق لبریزم, نویسنده: یونا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:03

من همان شبان عاشقم سینه چاک و ساکت و غریب بیتکلف و رها در خراب دشتهای دور در پی تو میدوم ساده و صبور یک سبد ستاره چیدهام برای تو یک سبد ستاره کوزه ای پرآب دستهای گل از نگاه آفتاب یک عبا برای شانههای مهربان تو در شبان سرد چاروقی برای گامهای پرتوان تو در هجوم درد من همان بلال الکنم در تلفط تو ناتوان آه از عتاب!

برچسب: شبان عاشق,شبان عاشق افتخاری,شبان عاشق دانلود,شبان عاشق افتخاری دانلود,البوم شبان عاشق افتخاری,شعر شبان عاشق,اهنگ شبان عاشق افتخاری,متن شبان عاشق افتخاری,دانلود آهنگ شبان عاشق علیرضا افتخاری,من همان شبان عاشقم, نویسنده: یونا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:03

دست در دست

پر است خلوتم از یاد عاشقانه ی او
گرفته باز دل کوچکم بهانه ی او
نسیم رهگذر این بار هم نیاورده
به دست قاصدکی نامه با نشانه ی او

برچسب: خلوت عاشقانه,خلوت عاشقانه با خدا,رمان عاشقانه خلوت نشین عشق,خلوت دل اشعار عاشقانه,عکس خلوت عاشقانه,خلوت های عاشقانه,تصاویر خلوت عاشقانه,یک خلوت عاشقانه,وبلاگ خلوت عاشقانه,چت روم خلوت عاشقانه, نویسنده: یونا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:03

نظر شخصی من اینه: انقد واسه طرفت خاطره خوب بساز که دهنش سرویس شه بخواد فراموشت کنه!

برچسب: خاطره خوب,خاطره خوب بساز,خاطره خوب به انگلیسی,خاطره خوب چت,خاطره خوب شعر,خاطره خوب برای دوست خوب,خاطره خوب علی اصحابی,خاطره خوب به زبان انگلیسی,خاطرات خوب,خاطرات خوب علی اصحابی, نویسنده: یونا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:03

سـاقیا مــی را بـریز در ســاغر عشق و وفا مست مستم کن ساقی تاکنم عشق وصفا دوستــان را چـون به نـا کـامی بدیدم ساقیا چـون وفــایت مـن در این دنـیا نـدیدم ساقیا بهر هر دوسـت بـرفتم در به روی مـا ببست هر رفیقی هر طریقی این دل ما را شکست

برچسب: ساقیا,ساقیا جعفر,ساقیا شبکه نیم,ساقیا امشب,ساقیا تصویری,ساقیا ساسی دانلود,ساقیا مرا دریاب,ساقیا هی هی,ساقیا می هی,ساقیا دانلود, نویسنده: یونا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:03

در این وادی همه دل خفته هستند به جرم عـاشقـی دل مرده هستند به امرو نهی دل چشمها رو بستند به نـاگـه دل به هــر بیـگانه بسـتند دران ایام که عشق را وعده بستند جـدا از عشـق تـبر بر ریشه بستند شـدند مـست و خراب عشق بازی به لـب مـی گـفته انـد ای یـار نازی چـو پیمانه عشق افتاد و بشکست یکی رفت دیگری افـتاد و بنشست چـو نامردان از عشـق بـویی نبردند به لـب حـرف و حدیث دلـها ربـودند نبینند روز خـوش ان مـردمـان چون که جـام عاشــقان را کرده اند خون

برچسب: نویسنده: یونا خوشنام تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 8:03

صفحه بندی